تبليغاتX
تقاطع

تقاطع
خواهی نشوی همرنگ...رسوای جماعت باش
قالب وبلاگ

خدای من

آوای ملکوتی یا مقلب القلوب والابصار می آید˛تو مرا می خوانی که بخوانمت!این منم با حسرت سالهای رفته˛

یا مدبر اللیل و النهار˛این منم با هزاران امید به سالهای پیش رو

یا محول الحول و الاحوال˛خدای من بندگی ام را بپذیر˛التماس مرا بشنو˛

حول حالنا˛خدای من آرزویم چه خواهد شد؟

الی احسن الحال˛خوب من˛بوی عطر تحویل می آید˛چه مبارک تقدیری!

الهی˛امسال را با نامت و با یادت و با عشفت آغاز می کنم˛امسال می خواهم فقط با تو باشم.کمکم کن˛هدایتم کن˛حمایتم کن و نوازشم کن.قلبم را فقط برای تو می گشایم.اگر تو با من باشی˛امسال را سال شگفتی ها خواهم کرد.

در رنجی که ما می بریم٬درد نه تنها در زخم هایمان٬که در اعماق قلب طبیعت نیز حضور دارد.در تغییر هر فصل٬کوه ها٬درختان و رودها ظاهری دگرگونه می یابند٬همانگونه که انسان در گذر عمر٬با تجربیات و احساساتش تحول می یابد.در دل هر زمستان٬تپشی از بهار و در پوشش سیاه شب٬لبخندی از طلوع نمایان است.

امیدوارم که در سال ۱۳۹۱ لبخند برلب همگان بنشیند و شاهد طلوع خوبی ها و شادی ها در این ملک باشیم.

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 1:32 ] [ صابر هنرمند راد ]
این روزها گفتنی فراوان است و اینکه بخواهم از کسری موضوع و روزمرگی بگویم˛سخن گزافی است.

این روزها˛روز حرف زدن است.همه کس و همه چیز به حرف آمده اندو حرف زدن به نوعی وظیفه همه شده است.حتی آنها که روزه سکوت گرفته بودند؟؟؟

من هم مدتی بود که علاوه بر کار اصلی ام˛ذهن خود را آماده این روزها کرده بودم تا سخن بگویم.و عقیده ام را ابراز کنم.

اما....

از چه باید بگویم؟از کجا باید بگویم؟

می خواستم از انتخابات بگویم˛از شاخص ها و عملکردها˛از دغدغه ها و دغدغه هایم˛از نماینده های بی مسئولیت و بی دغدغه˛که تنها کار مثبت عمرشان را در همین روزها انجام می دهند.

اما همه اینها گفتنی است و کم و بیش می گویند.

واینجاست که دنیایی حرف و درد دارم˛اما ابرازش برایم سخت است.

 

مردم؟؟؟کلمه ای که این روزها همه درباره آن سخن می گویند.

اما واقعا ما مردم نمی فهمیم؟نمی بینیم؟

چرا هیچ کس به فکر این مردم نیست و چرا همه خود را به خواب زده اند؟

مدتها فریاد زدیم که وضعیت اقتصاد مناسب نیست و به سمت مریضی پیش می رود.نشنیدند!!!!

گفتیم اقتصاد صدقه ای را متوقف کنید.گفتند منابع از آن مردم است.

بازار سکه و ارز سر به آسمان سایید˛فرمودند دلال بازیست و مسئله مردم نیست.

سیاستهای غلط اقتصادی˛زندگی مردم را نشانه رفت و زمانی که سخن بگویی˛اولویت ها را نشانت می دهند.

و امروز که این سیاست های غلط کشور را مریض کرده و به قول عده ای به کما برده است˛اگر سخن بگویی˛22بهمن را نشانت می دهند و به سکوت دعوتت می کنند.

آری.همه حرفهای شما˛ندیده و نشنیده صحیح اند.و ما هم که نمی دانیم و شاید نمی فهمیم.اما دوستان˛یک شاخص است که ما آنرا خوب می فهمیم.و آن وضعیت زندگی˛دخل و خرج و سفره مان است.

از سفره خودمان که می توانیم سر در بیاوریم.و این نیاز به شناخت اولویت ها˛سیاست ها˛آمارها ندارد.

سکه و ارز و مسکن˛شیب تند قیمتهایشان که به نظر شما در زندگی ما هیچ تاثیری ندارد(که دارد)˛ارزاق و مایحتاج عمومی که در زندگی مردم مهم و تاثیرگذارند؟

برادران گرامی اگر این روزها سری به بازار زده باشید و این شیب تند قیمتها که از مدتها پیش گریبانگیر مردم شده است˛را رصد کرده باشید˛خنده کنان از کنار این نوسانات نمی گذرید و ما را متهم به توهم نمی کنید.

آیا این تورم و نوسانات وحشتناک تاثیری در زندگی مردم ندارد؟

امروز که دوستان درگیر دعواهای انتخاباتی هستند و هیچ کس به فکر سفره مردم نیست˛بعد از آنهم که تعطیلات سال نو˛واین سوال بی پاسخ و این مردم که زیر بار فشار تورم بایستی کمر خم کنند.

دوستان عزیز˛از منازل و کوچه های خود بیرون بیایید و لطفا یکبار هم که شده خودتان به بازار بروید و خرید کنید.

من با دیدن این قیمتها گریه ام گرفت و دلم برای این مردم که با این حقوق نصفه و نیمه باید گذران زندگی کنند˛سوخت.با این لیست قیمتها و افزایش لحظه ای آن˛این مردم چه باید بکنند؟

و من که هیچ کاره ام˛هنگام سخن گفتن و نوشتن از این موضوع˛داغ شدم و از خود بی خود.شما با دیدن این موضوعات چه حسی دارید؟

می دانم.هیچ.چون اگر حس می کردید˛چاره ای برای حل آن می اندیشید؟33 سال انواع و اقسام رییس جمهور و نماینده و قس علی هذا˛انتخاب کردیم.ولی هنوز که هنوز است اندر خم یک کوچه ایم.

تمام شعارهای انتخاباتی در این سالها حول و حوش موضوعات مشترکی بوده است˛و همه در حد همان شعار باقی مانده است.

و همچنان شما درگیر دعواهای سیاسی و انتخاباتی و چانه زنی بر سر امتیازات و شاید تقسیم آن.

----------------------------------------------------------------------------------------

پ ن 1:دوستان عزیز:

لطفا به هیچ عنوان از این مطلب برداشت تحریم انتخابات نشود.زیرا هدف نگارش این متن˛تحریم نبوده است.

پ ن 2:اپوزسیون هم نیستم و تنها دغدغه ام را گفتم.

پ ن 3:از دو پی نوشت قبل متنفرم.از اینکه همیشه باید نسبت خودم را واضح و شفاف بگویم.

[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 1:15 ] [ صابر هنرمند راد ]
کاپیتالیسم در لغت به معنای سرمایه داری است و یکی از مکاتب علم اقتصاد به شمار می رود.

تعاریف مختلفی برای کاپیتالیسم انجام شده است که عصاره تمام آنها چنین می گوید:

˝سرمایه‌داری یک نظام اقتصادی است که در آن مالکیت ابزارهای تولید در دست مالکان خصوصی است و از این ابزار(عموما) برای کسب سود در بازارهای رقابتی استفاده می‌شود˝

در این نظام درآمد افراد از دو طریق حاصل می شود:1-سود 2-دستمزد

و سود عبارت است از آن‌چه که به‌خاطر مالکیت ابزار تولید به کسانی که سرمایه را فراهم می‌کنند، داده می‌شود. در این نظام زمین، نیروی انسانی و سرمایه در اختیار گروهی از افراد جامعه است که سایر افراد جامعه با استفاده ی مشروط و غیر رایگان از آنها به تولید مادی و تولید معنوی می پردازند. مشخصه ی بارز نظام سرمایه داری این است که تولید کالا در درجه ی اول برای کسب سود انجام می گیرد و نه لزوماً رفع نیازهای انسان ها.

اینها خلاصه ای از عملکرد این نظام اقتصادی است.

در حافظه تاریخی ما کلمه سرمایه داری یک  لغت با بار منفی است.و جالب آنکه در ایدئولوژی سیاسی ما هم نظام سرمایه داری یک نظام پوچ و تو خالی است که به انتهای راه خود رسیده است.در دکترین سیاسی و اقتصادی کشور ما هم همیشه از نظام سرمایه داری انتقاد شده و در مباحثات سیاسی هم به کشورهای استعمارگر  نسبت سرمایه دار می دهیم.

و حالا نظام سرمایه داری چنان در اقتصاد کشور ریشه دوانیده˛که دیگر صدای نابود شدن گروهی از مردم جامعه(غیر سرمایه داران)به گوش نمی رسد.

در چنین نظامی است که:

-دلالی و واسطه گری به یک شغل پر سود و پنهان تبدیل می شود.

-سرمایه ها به بازار دلالی وارد می شوند و تولید بی معنی می شود.و همه به دنبال سود می دوند.

-دستگاه ها و ادارات دولتی وارد واسطه گری می شوند و اینجاست که هیچ کدام از دستگاه های دولتی کوچک ترین خدمتی را به صورت رایگان انجام نمی دهند و همه دستگاه ها در ازای انجام هر خدمتی از مردم پول دریافت می کنند و در انجام این عمل با هم به رقابت می پردازند.(امتحان کنید)

-مالیاتها به طرز عجیبی افزایش پیدا می کنند و باعث نارضایتی و عدم اقناع مردم می شود.

-تعداد تجارتخانه ها(بانک ها و موسسات مالی) با بقالی ها برابری می کند(یا شاید بیشتر می شود).و وامها و تسهیلات بانکی را با سودهای بالا(هم اکنون حدود 30 درصد)ارائه می دهند.(مقایسه:نرخ سود وامها و تسهیلات بانکی در آمریکا حدود 3 درصد است)

-تجارتخانه ها که اکثر قریب به اتفاقشان وابسته به دولت و مسئولان دولتی هستند در جذب پولهای مردم از طریق بالا بردن سود سپرده ها(هم اکنون حدود 18 درصد)به رقابت می پردازند.(مقایسه:در کشور انگلستان چیزی به نام سود سپرده معنا ندارد و ماهیانه مبلغی به عنوان مالیات بر نگهداری پول از سپرده کسر می شود)

-توزیع ناکارامد و ناعادلانه پول و قدرت در بین مردم و غنی تر شدن اغنیا و فقیرتر شدن فقرا.

-گرایش به انحصارطلبی در بازار با ورود دولت(ترکیب تجارت آزاد و دارایی‌های خصوصی سرمایه داران ذاتا منجر به ایجاد ساختارهای انحصارطلب می‌شود)

-بدهکاری همیشگی مردم به دستگاه های دولتی

-پدیده‌هایی مانند از خود بیگانگی فرهنگی، نابرابری، بیکاری و بی ثباتی اقتصادی

و جالب اینجاست که نظام سرمایه داری با هیچکدام از شاخص های دینی ما همخوانی ندارد و در دین مبین اسلام این نظام مطرود است.بهره و سود هم در نظام اسلامی از افعال حرام و موجب ضمان است.

و

شاید دشمنان نظام و کشور ما از طریق ناتو فرهنگی و جنگ نرم و ایجاد درگیری بین مردم به نتیجه نرسند(که نرسیدند)اما مباحث اقتصادی پاشنه آشیل کشور به حساب می آید که باید زودتر برای درمانش دوایی ساخت.
[ جمعه شانزدهم دی 1390 ] [ 2:22 ] [ صابر هنرمند راد ]
مدتهاست که بیننده برنامه شبانه پارک ملت شده ام  و آنرا به برنامه خود اضافه کرده ام.امشب هم مثل همیشه به تماشایش نشستم و باز حس خوبی به من دست داد.حسی که مدتهاست حس نکرده ام و فاصله ها دارم.

امشب شبی بود که دوست نداشتم برنامه تمام شود.درست مثل زمانی که ابراهیم حاتمی کیا مهمان برنامه بود و از دغدغه هایش و آرزوهایش گفت و منی که دوست داشتم او تا صبح بگوید.

امشب هم همان طور بود اما با یک تفاوت.سید رضا میر کریمی بود و یه دنیا حرف حساب.

حرفهای حسابی که حاتمی کیا گوشه ای اش را گفت و مابقی را با بغضی مظلومانه فرو خورد و امشب میر کریمی با متانت و صبوری ادامه اش داد.

به قول حاتمی کیا:آقا سید رضا میر کریمی˛خداوند شما را حفظ کند.

امشب حرفهایی زدید که در عین تکراری بودن˛چنان تازگی وحلاوت داشتند که تا مدتها درگیر همین تناقضش خواهیم بود.

جناب میر کریمی

امشب چنان همت˛باکری˛دوران و باقری را به ما شناساندی˛که تمام دستگاه های عریض و طویل با تمام بلندگوهایشان در این مدت از این کار عاجز بودند.و یا عامدانه به دنبال محصور کردن نام آنان در بزرگراهها و مدارس و ... بوده اند.

امشب چنان ریشه انحراف را به ما نشان دادی˛که گویی منحرفین را معرفی کردی!!!

امشب چنان اخلاق˛ایمان˛مومن˛را در چند کلام گنجاندی˛که در چندصد جلد کتاب و چندین ساعت موعظه هم نیافتیم.

امشب چنان از انحصار و رویه های غلط حرف زدی˛که حرف دل یک ملت بود ولی گوش شنوایی برای شنیدنش نداشت.

و...

خداوند شما را حفظ کند.


پ ن۱:این روزها بیش از هر زمانی دلتنگ شده ام و کس نمی داند.دلتنگ آنهایی که شاید خودشان ندانند و یا آنقدر درگیرند که دیگر وقتی برای فهمیدن دلتنگی ها ندارند.

پ ن۲:این روزها جواب تلفن را ندادن به یک رویه و مد تبدیل شده است.تا آنجایی که می گویند جواب تلفن را ندادن کلاس دارد و فرد تماس گیرنده متوجه مهم بودن شما می شود.ما هم تصمیم گرفتیم کمی چنین کنیم.

[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 2:12 ] [ صابر هنرمند راد ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من صابر هنرمند راد
آمده ام تا بگویم و بشنوم.

------------------------------
چه ساختن هایی که مرا سوخت و چه سوختن هایی که مرا ساخت.
خدای من
مرا فهمی عطا کن,که از مقصد سوختنم,ساختنی آباد از من بجا ماند.